رجبعلی لبافخانیکی، کارشناس میراثفرهنگی، با تشریح ابعاد تاریخی و فرهنگی «قلعه الموت و استحکامات دفاعی وابسته»، اظهار کرد: در اواسط قرن پنجم هجری، حسن صباح این قلعه را خریداری کرد و پس از آن با ایجاد تاسیسات جدید و توسعه ساختارهای موجود، الموت به مرکز اصلی فعالیت و مقر حکومت اسماعیلیان تبدیل شد.
وی افزود: از این پایگاه، شبکهای گسترده از پایگاهها و قلعههای وابسته در مناطق مختلف ایران از جمله سمنان، جنوب خراسان، تهران و دیگر نقاط شکل گرفت و به تدریج مجموعهای منسجم از استحکامات اسماعیلیه پدید آمد؛ شبکهای که در تاریخ ایران جایگاهی ویژه دارد.
لبافخانیکی با بیان اینکه اهمیت الموت تنها به جنبههای نظامی و دفاعی آن محدود نمیشود، تصریح کرد: این مجموعه به دلیل برخورداری از تأسیسات پیچیده، فضاهای عملکردی متنوع و معماری منحصربهفرد، اثری قابل تأمل در تاریخ معماری ایران به شمار میرود و همین ویژگیها آن را واجد ارزش جهانی کرده است.
وی ادامه داد: اسماعیلیان دارای تشکیلاتی منظم و سازمانیافته بودند و در کنار فعالیتهای سیاسی، در حوزههایی همچون داروسازی، تولیدات فرهنگی و گسترش اندیشه نیز نقشآفرینی میکردند؛ به گونهای که دامنه نفوذ فرهنگی آنان از مرزهای ایران فراتر رفت و در گستره جهان شناخته شد.
این کارشناس میراثفرهنگی با رد این تصور که الموت فقط یک دژ نظامی بوده است، گفت: در این مجموعه، علاوه بر فضاهای دفاعی، بخشهای شاهنشین و بناهای مجلل نیز وجود دارد که نشان میدهد سازندگان آن، به سازمان فضایی، کیفیت معماری و حتی تفکیک کارکردهای اجتماعی درون قلعه توجه ویژه داشتهاند.
وی درباره شیوه تأمین آب در این مجموعه نیز اظهار کرد: انتقال مصالح ساختمانی به ارتفاعات قلعه خود از دشواریهای بزرگ ساخت این مجموعه بوده است. در مطالعاتی که انجام دادهام، به این نتیجه رسیدهام که آب مورد نیاز ساکنان، بهصورت دستی و زنجیرهای به ارتفاع منتقل و سپس در مخازن ذخیره میشده است؛ موضوعی که بیانگر مدیریت دقیق منابع و سازماندهی مناسب در این مجموعه است.
لبافخانیکی افزود: پرداختن به دانش، فناوری و شیوههای زیست در این قلعه، نیازمند بررسیهای تخصصی است و بیتردید این ظرفیتها در فرآیند ارزیابی پرونده ثبت جهانی مورد توجه کارشناسان یونسکو قرار گرفته است.
وی مهمترین ویژگی الموت را تنوع و خلاقیت در معماری آن دانست و گفت: انتظار میرود در یک قلعه کوهستانی تنها با ساختاری ساده و سنگچین مواجه باشیم، اما در الموت با گونههای متنوع معماری، فضاهای متفاوت و طراحیهایی روبهرو هستیم که فراتر از کارکرد دفاعی، بیانگر نگاه هنرمندانه و مهندسی پیشرفته سازندگان آن است.
این پژوهشگر حوزه میراثفرهنگی با اشاره به معیارهای ثبتجهانی آثار نیز تصریح کرد: در ارزیابیهای یونسکو، میراث ناملموس، تاثیرات فرهنگی، نقش تاریخی و میزان اثرگذاری آن بر تمدن بشری نیز به دقت بررسی میشود و مجموعه الموت از این منظر نیز واجد ظرفیتهای قابل توجهی است.
وی با مرور بخشی از تاریخ اسماعیلیان اظهار کرد: در دوره سلجوقیان، اسماعیلیان یکی از بازیگران مهم تحولات سیاسی ایران بودند. بعدها نیز هلاکوخان، نوه چنگیزخان، با هدف از میان برداشتن خلافت عباسی و پایان دادن به قدرت اسماعیلیان به ایران لشکر کشید و هر دو هدف را محقق ساخت. البته بخشی از تخریبهای قلعهها نیز در همان دوره توسط خود اسماعیلیان انجام شد.
لبافخانیکی در پایان با تاکید بر مسئولیتهای پس از ثبتجهانی گفت: ثبتجهانی پایان مسیر نیست، بلکه آغاز مرحلهای جدید از حفاظت، مدیریت و معرفی این میراث ارزشمند است. هرگونه توسعه و اجرای پروژههای عمرانی در عرصه و حریم این آثار باید با نهایت دقت انجام شود تا به اصالت و یکپارچگی آن آسیبی وارد نشود.
وی با اشاره به تجربه مدیریت بازدید از دیوار بزرگ چین افزود: در بسیاری از کشورهای جهان، از مسیر دسترسی تا شیوه روایت و معرفی اثر، همه چیز با هدف ارتقای تجربه بازدیدکننده طراحی شده است. در چنین الگوهایی، بازدیدکننده ضمن دریافت اطلاعات جامع و مستند، با اهمیت و جایگاه میراثفرهنگی آشنا میشود. به همین دلیل، برای مجموعه جهانی الموت نیز باید نظامی جامع برای مدیریت بازدید، معرفی علمی، ساماندهی زیرساختها و صیانت از ارزشهای تاریخی و فرهنگی آن طراحی و اجرا شود تا شان این میراثجهانی به بهترین شکل حفظ شود.
انتهای پیام/
نظر شما